تبليغاتX

 

داود و سرخوشی هایش

شکی نیست که داود سرخوش یکی از خوانندگان خوب کشور ماست و این شهرتش بیشتر به

خاطر البوم سرزمین من میبا شد به یاد دارم که چگونه دانشجویان ایرانی اهنگ های این

البوم را زمزمه میکردند و چطور در رادیو و تلویزیون ایران هر دم پخش میشد

اما متاسفانه بعد از این البوم کار در خور توجهی از داوود دیده نشد که در این جا به مصاحبه ای

از بنیامین (خواننده ایرانی) میتوان استناد کرد که گفته بود ترس من از این است که از البومی که مرا

به شهرت رسانید (دنیا دیگه مثل تو نداره) در البوم بعدی نتوانم بهتر بخوانم و از نظر شنوندگان

دچار افت  شهرت شوم و این قضیه در مورد داود کاملا صادق است و او پس از البوم سرزمین من

دچار افت های شدیدی شد که علل ان را بطور خلاصه در

۱ اشعاری که برای اهنگ های خود استفاده میکند بیشتر اشعار فولکلوریک هزارگی است

و متاسفانه ان هم از اشعار بسیار مبتذل و پیش پا افتاده ای که فهم ان امروزه حتی برای

خود مردم هزاره نیز مشکل است چه رسد به سایر اقوام اریانا یا ایرانیها البته این برای من بسی

جای افتخار است که اقای سرخوش با چنگ و دندان میخواهد اهنگ های هزارگی را وارد

عرصه اهنگ های ملی نماید و از نابودی اهنگ های عامیانه هزارگی جلوگیری نماید ولی

باید به خاطر داشته باشد که در این راه اشعاری وزین را انتخاب نماید که دارای وزن و قافیه و

برای شنوندگان جذابیت داشته باشد و هدف صرفا بیرون دادن یک البوم نباشد.

۲ به نظر میرسد که اقای سرخوش هنوز در دنیای بین اهنگ های سنتی و پاپ که

اگر در اریانا نام ان را بتوان پاپ گذاشت گیر افتاده است و به عبارت دیگر از ازمون و خطا برای

کشف استعداد خود استفاده میکند .گاهی سنتی میخواند گاهی پاپ وگاهی هم حتی قطغنی 

۳ یکی دیگر از عواملی که باعث بیرون دادن یک البوم خوب می شود اهنگساز خوب می باشد 

 همان طور که می دانیم یک خواننده گر چه با حنجره طلایی نیز باشد اما در غیاب یک اهنگساز

و گروه خوب به تنهایی کاری از پیش نخواهد برد این اهنگساز است که بسته به استعداد و توانایی

و کشش حنجره خواننده نوع شعر و نوع اهنگ را میسازد مثلا هیچ گاه ما نباید انتظار داشته باشیم

داریوش مانند سیاوش قمیشی و یا معین بخواند چون نوع حنجره این خواننده ها کاملا با

هم متفاوت است پس سبک ها نیز متفاوت خواهد بود.

به امید روزی که داوود بتواند جایگاه حقیقی خود را در بین مردم اریانا باز یابد.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 توسط ali bakhshi
 

آشوب پایان یافت

در پی کشته شدن نوجوانی ۱۵ ساله توسط پلیس در روز شنبه هفته گذشته شورش و نا ارامی

در یونان شروع گردید و جوانان انارشیست و برخی گروههای فرصت طلب و چپی ها ظاهرا در اعتراض به کشته

شدن نوجوان ولی در اصل در اعتراض به سیاست های اشتباه و دولت فاسد اقای کارامنلیس نخست وزیر

و هم چنین اوضاع نا بسامان اقتصادی دست به شورش زدند .

درگیری ها در یونان بیشتر با اتش زدن بانکها و مغازه ها و موتر هاو درگیری با پلیس که در ابتدادر

اتن شروع شد و بزودی به دیگر شهر های یونان سرایت کردکه خسارات وارده را میلیون ها یورو

براورد کرده اند .

این درگیری ها ۱ هفته به درازا کشید و بلاخره با ابراز تاسف عمیق از طرف مقامات دولتی

و مقامات پلیس خاتمه یافت  و در یک کلام دولت را به ...خوردن انداخت

دیشب در تلویزیون مقامات پلیس را نشان میداد که به رهگذران به نیت عذر خواهی شاخه های گل تقدیم میکردند. 

در این کشور حد اقل یک احساس همدردی جمعی وجود داشت که در مقابل قتل

یک نوجوان توسط پلیس این گونه از خود واکنش نشان دادند.

اما در کشور ما هر روز تعدادی از جوانان ما توسط طالبان و یا توسط دولت و یا هم نیروهای

خارجی به خاک وخون کشیده میشوداما اب از اب تکان نمی خورد که نمی خورد. 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 توسط ali bakhshi
 

مرا دردیست اندر دل...

وقتی در کابل بودم روزی به شهرک زوار ها که بیشتر مهاجرین برگشته از ایران در انجا سکونت

داشتند رفتم در کنار جاده چشمم به دو خانمی افتاد که در خاکستر بجا مانده از کوره که سوخت

انها چوب است به دنبال ذغال می گشتند و تمام ان خاکستر را به امید تکه ذغالی زیرو رو می کردند

اما امروز شنیدم که در اینجا (اتن) نیز زنان اریان بعد از پایان ۴ شنبه بازار به دنبال بقایای به جا

مانده از بعضی میوه ها و سبزیجاتی می گردند که  از  نظرفروشندگان غیر قابل مصرف بوده و

انها را به دور انداخته اندتا با ان قوت لا یموت کنند.

این هم از زندگی در اروپا.

دیگران فقط یک بار می میرند ولی ما هر روز باید بمیریم

 


نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم آذر 1387 توسط ali bakhshi
 

پیام تسلیت

با تاسف خبر در گذشت پدری مهربان از برادران انصاری را شنیدم

از خداوند برای ان مرحوم بهشت برین و برای همسر و فرزندان ایشان صبر جزیل خواستارم

مرا نیز در غم خود شریک بدانید.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آذر 1387 توسط ali bakhshi
Blog Skin