تبليغاتX

 

rain is falling

it is the first time in recent year that the rain falling

make every where wet and it is companion with cool and wind

and also with reduction in air pollution.

it declare us from a new season and a new chapter of our life.

so we need to wear winter clothes and drink more hot loquids.

oh let me say sth.

tonight i went to city center and i had a look to my favorite  cafe bar

but i couldnt choose any thing for drink.

caz in summer i would drink frappe

its a kind of cold neskafe but   now its silly for me 2 drink cool liquids

in cold weather so its better 2 drink hot liquids .

and really i couldnt find a hot liquid in this time that be appropriate for me

 except tea.

another subject  is  one of my old friend dr mohaghigh wanna come2

europe and take part in a conference in france and he wanna have some

  visits from other europian countries or maybe greece the place i am

living and i express him wellcome wellcome wellcome.

and the final subject.plz help me

 any reader who knows cook plz teach me cooking  the foods except chiken

products plz release me from chiken plz.

caz for 2 years i eat  chiken and eggs and eggs and chiken

so i am really bored

i  need 2 change  my diet.

have a good time and food time.

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

به این میگن خواب سگی در وسط پیاده رو

خواب در وسط پیاده رو

پاهایش را بالا نگهداشته تا اسمان بر سرش خراب نشود.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

پیش روی رزمندگان اسلام در دو جبهه

 

دیروز زن همسایه از نبرد خونین بچه های ما با یک پاکستانی سیاه خبر داد.

خود او این خبر را از رادیو شنیده بود .عجب اطلاع رسانی قوی دارند این یویانی ها

ظاهرا در بازار معروف کردها که محل دایمی برای جنگ و دعوا است یکی از

بچه های اریان با یک پاکستانی درگیر و نتیجه ۲بر ۱ با سود تیم ما خاتمه می یابد.

اما در جبهه دیگر در پاترا ظاهرا کوماندوهای یونانی به یکی از بچه های ما حمله

نموده و او را از ناحیه سر مجروح می سازد.

بچه ها نیز مجروح را برداشته و به نزد دیگر پلیس ها عارض می شوند و در کمال

نا باوری می بینند که انها نیز قصد ضرب و شتم بچه های ما را دارند و خود را در

محاصره نیروهای پلیس می بینند که سنگ های ریل راه اهن به دادشان می رسد.

با پلیس در گیر می شوند و تمام شیشه های موتر های پلیس را خرد می کنند.

وارد کشتی شده و خساراتی را به کشتی نیز وارد می اورند تا جایی که کشتی پا به

فرار می گذارد.

بعدا نیروهای ضد شورش وارد عمل می شود و به طرفداری از بچه های ما KKE

حزب کمونیست یونان وارد عمل میشود که در گیری ها تا ۷ شب ادامه می یابد و

اخبار ان از طریق رادیو و تلویزیون به سمع و نظر کل یونان میرسد.

در این درگیری نیروهای خودی تقریبا ۲۰۰ و KKEهم ۵۰ در کل ۲۵۰ نفر بوده اند

به نیروهای ما به جز یک رخمی تلفات دیگری نداشته ایم واز جانب مقابل

یک پلیس در اثر اصابت سنگ به سرش روانه بیمارستان شده است و حالش

وخیم گزارش شده است.

طبق اخرین گزارش ها کشتی ها از ترس درگیری در وسط دریا لنگر انداخته اند و

جرات نزدیک شدن به ساحل را ندارند.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

بر بام آتن

امشب برای یک چکر رفتم بر بام اتن

اتفاقا از شانس خوب به یک کنسرت از یک خواننده خوب یونانی بر خوردم

استادیوم روباز در دل کوه پر از جمعیت بود و کسانی که مثل من کمبود مالی داشتند در قسمت

بالای استادیوم از کوهی که مشرف به محل کنسرت بود بالا میرفتند .ما می گفتیم

فقط ما اریان ها راه قاچاق را بلدیم ولی امشب دیدم کسان دیگری هم از این تجارب مستفید

شده اند.

بلاخره دختر و پسر بود که داخل هم می لولیدند و از هم بوسه های ابدار و لعابدار می گرفتند

انها نه از رمضان بویی برده بودند و نه از قوانین ضد فساد اخلاقی که تازه به تصویب مجلس

اریانا رسیده اگاهی داشتند و نه اندازه ریش را.

با خود اندیشیدم که اگر پای طالبان به این محفل لهو و لعب می رسید حتما با بستن بمب

به شکم خود عده ای از این مردم را به خاطر بهشت رفتنش به خاک و خون می کشید.

تا پاسی از شب بزن و بکوب بود و بیره و ودکا و ویسکی هم مشتریان فراوان داشت .

انها میرفتند تا برای یک شب واقعا خود را از مشکلات دنیا برهانند .

انچه دیده میشد سراسر عشق و محبت و خوبی بود .

کاش روزی در کشور خود چنین کنسرت هایی داشته باشیم.

به امید انروز.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

روزه سنت کهن

پیروان یحیی و نیز فریسیان عادت داشتند بطور مرتب روزه بگیرند . پس عده ای نزد عیسی امدند

و از او پرسیدند چرا شاگردان شما مانند پیروان یحیی و فریسیان روزه نمی گیرند؟

عیسی به ایشان فرمود:ایا دوستان داماد در جشن عروسی روزه می گیرند؟

ایا تا موقعی که داماد(عیسی) همراه ایشان است باید غصه دار باشند؟

هرگز!  ولی روزی که داماد (عیسی) از ایشان جدا شود روزه خواهند گرفت.

از این گذشته روزه شما یکی از مراسم کهنه ای است که با روش جدید من سازگار نمی باشد.

مثل اینست که یک تکه پارچه نو را به لباس کهنه وصله کنید میدانید چه میشود؟

بزودی وصله جدا می شود و پارگی لباس بدتر از اول می گردد.

هم چنین خودتان بهتر میدانید که شراب تازه را در مشک کهنه نمی ریزند چون مشک کهنه می ترکد.

انگاه هم شراب از بین میرود هم مشک.

شراب تازه مشک تازه می خواهد.

انجیل(مرقس) فصل ۲  ایه ۱۸

 تبصره: روزه ایینی بجا مانده از یهود و نصارا

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

جنگجویان میجنگند ولی تاریخ نام سیاستمداران را به خاطر می سپارد.

اگر اشتباه نکنم این جمله بالا دیالوگ مربوط به فیلم (تروی )می باشد.

که دران پادشاه وقت از براد پیت (جنگجوی معروفش ) می خواهد تا در مقابل دشمنش بجنگد و

براد پیت علیرغم میل باطنی در نهایت به این جنگ تن در میدهد.

 در عکس بالا جنگجوی ما روح  الله است تا در برابر حریفان خود مبارزه می کند .

او تنها به خاطر عرق ملی و به پشتوانه دعای مردم پا برهنه خود مبارزه کرد و به کمتر از قهرمانی

تن در نداد .

او از میان پا برهنگان برخاست و برای پا برهنگان جنگید تا شاید در ناملایمات این روزگار

گل لبخندی را بر لبان ترکیده و هر چند برای اندک زمانی بکارد و روزی چند با انان فارغ از اوضاع و

احوال فلاکت بار روزگارشان شادمانی نماید واین پیروزی پابرهنگان را جشن گیرد.

اما سیاست مدار سیاست باز کیست؟

او کسی جز کرزی و خلیلی نیست تا با نهایت رذالت از افتخارات این قهرمان پا برهنه تاریخ ساز

 برای ثبت نام خویش در کتاب تاریخ تقلا میکنند .

و هر کدام می خواهند پیروزی این جنگجوی جوان را به نام خود رقم بزنند .

انان میخواهند تا این لبخند واقعی را نیز از چهره این مردم واقعی بربایند .

انان میخواهند از روح الله سر بلند  برای دست یابی به اهداف شوم سیاسی خود سود بجویند

و از او به عنوان نردبانی برای سیاست بازی های خود استفاده نمایند اما باید بدانند که

 مردم اریانا هیچ گاه جنگجویان و جنگجویان راستین نیز هیچ گاه مردم خود را از یاد نخواهند برد .

او برای بهترین بودن ۱۰ سال ممارست و تمرین کرد . 

او عالی مبارزه کرد و به شایستگی  نام خودش را در کتاب تاریخ جاودانه ساخت.

او ثابت کرد که یک جنگجو ی خوب اگر سیاست مدارهم  نباشد می تواند برگ زرینی از تاریخ

را به نام خود رقم بزند.

پایت همیشه نیک بادا نیک پا

در پایان سایتی که هرگز از این پیروزی ننوشت اینجا

 


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

ایران برگ برنده روسیه

تحولات اخیر در حوزه قفقاز و لشکر کشی روسیه به گرجستان و بدنبال ان به رسمیت شناختن

استقلال مناطق ابخازیا و اوستیای جنوبی توسط روسیه واکنشهای تندی را در میان رهبران اروپایی

برانگیخت و باعث موضع گیری های تندی توسط اعضائ ناتو و امریکا شد و تا مرحله رسیدن به دوران

جنگ سرد دیگری پیش رفته است .

اما در این میان ایران خواست از این موقعیت استفاده نموده و با حمایت های تلویحی و در نهایت

با حمایت صریح از روسیه در مقابل گرجستان خواست تا بدین وسیله مواضع و دیدگاه های خود را

به مسکو نزدیک نماید تا بتواند در برنامه های هسته ای خود از حمایت بیشتر مسکو برخوردار شده

و از فشار بیشتر غرب بر خود از نظر تحریمهای بیشتر ویا احتمالا حملات نظامی جلو گیری نماید .

ولی بر خلاف انتظار مقامات ایرانی روس ها مسئله ایران و گرجستان را از یکدیگر تفکیک نمودند و

بارها هم رئیس جمهور روسیه م هم پوتین تاکید کردند که مواضعشان  در قبال  ایران بر همکاری با

غرب استوار است و این مسئله به خودی خود نشان داد که روس ها بین ایران و غرب مسلما

غرب را ترجیح می دهد .

کاملا عاقلانه است که در این مواقع طرف روس بخواهد با غرب در تعامل باشد چون اولا روسیه سطح

روابط تجاری بالایی با غرب دارد و در ثانی هیچ تمایلی ندارد که بعد از لشکر کشی به گرجستان

که روابط خود را با غرب در پایین ترین سطح ان رسانده است با دامن زدن به حمایت از مسئله اتمی

ایران باز هم روابط خود را با کشور های اروپایی کاهش دهد و خود را کاملا در رویارویی با ناتو قرار دهد.

اکنون روسیه منتظر است تا واکنش اتحادیه اروپا و امریکا را در به رسمیت شناخته شدن اوستیای

جنوبی و ابخاز ببیند و اگر واکنشهای انها بر خلاف انتظارات روسیه بود احتمالا اقای مدویدوف از

از برگ ایران نیز در برابر مواضع غرب استفاده نماید.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

مسخ انسانیت

داشتم از پله های برقی مترو بالا میرفتم که اقایی با دخترش که تقریبا ۲ یا ۳ ساله بود هم با من

همراه شدند.

دخترک ناز چند بار به زبان یونانی پرسید مامانم کو؟

پدرش جواب داد الان می اد.

بعد به دخترش یه حرفی زد که دهانم باز ماند و چشمهایم از تعجب گرد شد.

به دخترش گفت easse mooni?

به فارسی یعنی ایا تو جنده ای؟

دقیقا یعنی ایا تو ک...ی هستی؟

من فکر کردم که انسان باید چقدر از انسانیت فاصله گرفته باشد و یا به تعبیر دیگر مسخ شده باشد

تا به دختر خود و پاره تن خود چنین حرفی را بزند

نمی دانم شاید این هم جزئی از فرهنگ اینهاست و من در حال کشف این فرهنگ تازه.

به هر حال اینجا اروپاست و همه چیز بر مبنای ازادی ولی با این خبر ما هم دست کمی از

این ها نداریم.اینجا بخوانید

چقدر روحم را می ازارد

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

هر جامعه سیاهانی دارد و سیاهان جامعه ما افغان ها هستند

این جمله ای هست که تازنده ام از یادم نمی رود

این جمله روز نامه ایران است در زمانی که خفاش شب های تهران غلط زیادی خورده بود و روز نامه

ها بخصوص روزنامه ایران روی افغانی بودن ان مانور می دادند .

این جمله بالا با تمام کوتاهیش پیام واضحی را رساند

خدا را شکر که در اخر رو سیاه شده و سر از کوران کردیه در اورد.

دوست عزیز اقای کابلی ما از این گونه جسارت های ایرانی ها از اهل قلم و روزنامه گرفته تا

بقال و چقال و بازاری زیاد دیده و شنیده ایم و همه این را می گذاریم به حساب نیش عقرب که نه از

بهر کین است و یا به حساب بزرگی خود مان که دل دریایی مان به پوز سگ نجس نمی شود.

وقتی رئیس جمهور شان با نهایت حماقت در مجمع عمومی سازمان ملل می گوید : مهمان انقدر ماند

تا صاحبخانه شد  از دیگران نباید توقع بیش از این داشت.

انچه به نظر من مهم است ایرانیها عموما خود بزرگ بین هستند و لی در حقیقت انها با این

طرز تفکر تنها خود را بازی می دهند چون در واقع انها نیز مانند دیگر ادمهای همین کره خاکی

هستند و تنها  پول های باد اورده  نفتی از انها ادم های پوشالی و خود بزرگ بین ساخته است.

خبرگزاری فارس و توهین به قهرمان المپیک

واکنش را هم بخوانید

 


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
 

پاترا (۲)

یک غروب دل انگیز در پاترا

مسجد مهاجرین پاترا و جما عت خفته

خبر نگاران سوئیسی و آریان های سوژه

خودشان رفتند و یادگاری هایشان بر در و دیوار پاترا ماند.

باز هم یادگاری

سوار شدن در این لندهور کعبه ارزو ها

 عبور از میله های بندر گاه و پنهان شدن در داخل کانتینر

برو به خیر

 


نوشته شده در تاريخ جمعه یکم شهریور 1387 توسط ali bakhshi
Blog Skin